بسم الله الرحمن الرحیم
امامت در قران (2)
نقدی بر سخنان مصطفی حسینی طباطبایی ذیل آیه " انی جاعلک للناس اماما "
ملاحظه کردید که مصطفی حسینی طباطبائی با فرصت طلبی خود را همفکر با یک روحانی محترم شیعه معرفی و اشکالاتی را در زمینه امامت به وی وارد می کند. در قسمت اول دریافتید که تحلیل و تفسیر مصطفی طباطبایی در مورد رویا و امتحانات و کلمات حضرت ابراهیم، با آیات قران سازگار نیست . در این قسمت به تبیین مقام امامت می پردازیم و نشان می دهیم چنین مقامی غیر از مقام نبوت و برتر از آن است .
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ، نیست بالاتر از سیاهی رنگ
طباطبائی که با وقاحت، خیالاتی شدن حضرت ابراهیم علیه السلام را مطرح کرده ، برای القاء نظر خود به مخاطب، شروع به تعریف و تمجید از حضرت ابراهیم علیه السلام می نماید:
یعنی خداوند ابراهیم را با حجت هائی که به او داده بود در معرض آزمایش گذاشت و ابراهیم حق آن حجت ها را ادا کرد تا پای رفتن در آتش مقاومت کرد و دلائلش را آورد و نتها نترسید گفت سخن ها را و بعد هم خداوند او را امام مردم کرد یعنی همان نبی مردم کرد
سپس چنین ادامه می دهد :
قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
الناس با الف و نونی که دارد مفید عموم است یعنی تو را من پیشوای همه مردم در واقع کردم. یعنی با این آزمایش از بوته آزمایش که در آمد در واقع امام بیرون از نبوت نیست هر نبی پیشوای مردم است منتهی امام ناسش کرد پیشوای عموم مردم که همه مردم مجبورند از او تبعیت کنند. ... هیچ دلیلی بر این نیست که امامت یک چیزی است فوق برنبوت. امامت برای عموم مردم همان نبوت پیامبری است که بر عموم مردم است مبعوث است. ... و اصلاً یعنی چه امامت فوق نبوت است مگرهرنبی پیشوا نمیتواند باشد؟ هر نبی پیشوا هست دیگر! اگر بگوئید امام یعنی کسی که بهش وحی می آید فرشته را می دیدند بفرض مگر به پیامران وحی نمی آمد؟ مگر فرشتگان را نمیدیدند؟ پس این چیه دیگر که یک مقامی آدم درست بکند بگوید این بالاتر از نبوت است و بعد هم بگوید شامل ائمه اطهار علیهم السلام میشود که اینها مقامشان بالاتر از نبوت است.
... گیرم که تمام این استدلالات ایشان درست بود، یعنی اینکه ابراهیم نبی بود بعد آزموده شد بوسیله ذبح فرزند که تصمیم داشت بکند و بعد هم خداوند این را به مقام امامت رساند و بعد هم گفت امامت در نسل ایشان جاری است، ولی ائمه دوازده گانه علیهم صلوات الله علیهم از کجا در آمد؟ نسل ابراهیم دعوت به توحید کردند یا عام است یا خاص است اگر عام باشد شامل تمام بنی هاشم و سادات وهمه کسانی که دعوت به توحید می کنند تا قیامت هست. اگر خاص باشد انبیاء از نسل ابراهیم بودند همه دعوت به توحید میکردند که خدای تعالی فرموده:
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدين
بنا بر این دوازده امام از این آیات در نمیآید ما برای این موضوع باید به روایات مراجعه کنیم آنهم بحث سندی دارد بحث دلالتی دارد و بحث های دیگر دارد ... چون بحث ایشان فقط قرآنی بود خواستم بگویم قرآن دلالت بیش از این ندارد و مطلب اینطوری است
گر خوشآواز بودی و خوشخوان، نبودی بهتر از تو در مرغان
نتیجه سخنرانی مصطفی طباطبائی این می شود که امامت عمومیت یافتن نبوت ابراهیم بر همه مردم است در حالیکه قبل از این فقط بر قوم خود مبعوث بوده است.
اما دلیل ایشان بر این ادعا چیست ؟ مبتنی بر سخنان مذکور دلیل مصطفی طباطبایی این است که " مقام امامت چیزی جز نبوت نیست " یا " مقام امامت همان پیشوایی است و نبی هم پیشوای مردم است " . واقعیت مطلب این است که خداوند متعال زمانى که اراده مى کند لباس زیباى امامت را بر اندام ابراهیم خلیل(علیه السلام) بپوشاند، او را می آزماید و پس از موفقیت ، خداوند متعال وی را به مقام امامت منصوب می گرداند: قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
طباطبائی مقام امامت را چیزی جز نبوت توسعه یافته نمی داند. اولین اشکال به نظر سخنران این است که اگر امامت همان نبوت بر همه مردم است چرا خدا واژه " للناس " را آورده است . کافی بود که خدا بفرماید : " انی جاعلک اماما " یا " إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ نَبیاً " .
و اگر فرموده " انی جاعلک للناس اماما " ، این معنا به ذهن می آید که مقام امامت مقامی غیر از نبوت و برتر از نبوت باشد.
علاوه بر این امامان از نسل حضرت یعقوب ذریه ابراهیم و اسحق ، همگی انبیاء بر بنی اسرائیل بوده اند و نبوت بر عموم مردم نداشته اند. در حالیکه با استجابت دعای ابراهیم ، آنان نیز باید نبی بر همه مردم می شدند و این مخالف آیات قران و تاریخ است .
ثالثا قران در خطاب بر پیامبر اسلام ص و بیان رسالت فراگیر ایشان از واژه رسول استفاده کرده و نه امام . قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَميعا ، در حالیکه اگر ادعای مصطفی طباطبایی صحیح بود بکارگیری واژه امام در این آیه تناسب بیشتری می داشت .
حال اگر به برکت کلمات امامان اهل بیت بتوانیم ویژگیهای متمایزی برای مقام امامت ترسیم نماییم و آن را از مقام نبوت و رسالت متمایز سازیم استبعاد مصطفی طباطبایی مضمحل شده و قرائن قرانی هم آن را تایید نموده و مشکل مرتفع خواهد شد .
ببخش! حرف تو شد، گشت بیقرار قلم
در بیانهای روائی امامت مقامی بلند مرتبه است که دارای مشخصه های زیر است :
1- امام نسبت به امت اولویت دارد . به عبارت دیگر در مواردی که خدا برای انسانها حقوقی قائل شده است ، امام احق بر مردم نسبت به حقوقشان می باشد . لذا نبیی که امام باشد فرامینی صادر می کند که در شرایط عادی انبیاء دیگر چنین اوامری صادر نمی کنند .
به قصه جناب زید توجه کنید: مطابق آیه قران پیامبر به زید می گوید "امسک علیک زوجک "
طلاق در اسلام حق مرد است اما وقتی پیامبر به زید می گوید همسرت را طلاق نده بر زید واجب می شود از حق خود صرفنظر کرده و امر رسول خدا را انجام دهد .
ما می گوییم این امر ناشی از شان امامت پیامبر اسلام می باشد . بلی اطاعت از پیامبران واجب است اما حوزه امر و نهی وقتی به صورت مذکور ( اولویت ) توسعه می یابد که به مقام امامت رسیده باشند . در این شان ، هدایت های ویژه برای برخی از مردم مطرح می گردد.
2- تشکیل حکومت ظاهری و اجرای قوانین الهی در فرم حکومتی آن ، از شوون امامت است . نبوت و رسالت اولا و بالذات مشتمل بر حکمرانی بر مردم و تدبیر معایش اجتماع نیست . پیامبرانی که بر این امر اقدام نمودند شان امامت داشتند . در این شان ، سلطنت الهیه تحقق می یابد.
3- امامت در مراتب بالاترش ، پیشوایی بر سایر موجودات ، علاوه بر انسان می باشد و از اینجا مقام ولایتهای تکوینی امامان نیز مطرح می گردد .
در همه موارد فوق ، امام نیازمند علم وهبی الهی است و لزومی ندارد بطریق وحی واجد آن شده باشد.
لذا مقام امامت می تواند به افرادی غیر از انبیا و رسل ، یعنی امامان اهل بیت هم اعطا گردد .
نتیجه اینکه :
ü از ظهور قران بر می آید که مقام امامت مقامی غیر از نبوت و رسالت است .
ü از روایات ویژگی های امامت استخراج می شود.
ü در آیات قران از مومنین خاصی در ردیف خدا و رسول یاد می شود که باید مورد اطاعت قرار گیرند .
ü در روایات این مومنین خاص را معرفی کرده اند که همان ائمه اهل البیت می باشند .
ü طالبین می توانند در آیات : النبی اولی بالمومنین من انفسهم ، هذا عطاونا فامنن او امسک بغیر حساب ، ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا ، اطیعوا الله و الرسول ، و کذلک جعلناهم ائمه یهدون بامرنا ، کل شی احصیناه فی امام مبین ، اما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا ، ثم اورثنا الکتاب الذیم اصطفینا من عبادنا ، و... تدبر نموده و به روایات ذیل آن رجوع کنند .
بدلیل اینکه بحث آیات مذکور در سایر مقالات وبلاگ انجام شده از تکرار مجدد پرهیز می کنیم .
به امید ظهور آخرین امام الهی و تحقق سلطنت الهیه بر کره ارض
پایان
برچسبها: مصطفی حسینی طباطبایی, قرآنیان, امامت در قران, امامت ابراهیم, شوون امامت
برچسب:
نویسنده: علی رفیعی