خرید بک لینک

در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «شاهد رسالت و حامل علم کتاب علی ع و امامان از نسل ایشان هستند» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

به نام خدا

 

« من عنده علم الکتاب » چی کسی است ؟

تاملی بر افاضات مصطفی حسینی طباطبایی خطبه دهم مهرماه 97

 

مصطفی حسینی طباطبایی در خطبه نماز خویش بتاریخ جمعه دهم مهرماه 1397 شمسی به تشریح معنای آیه آخر سوره رعد 

" وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ "

پرداخته می گوید :

 

« ... در  قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ  (شیعه و سنی ) اختلاف ندارند می گویند خدا کافی است بین من و شما ،صدق مرا و کذب شما را می داند و بوسیله آیاتی که بر من فرستاده صدق نبوت من را گواهی داده .

ولی   وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ کیست  ؟

شیعیان  گفتند حضرت علی یست که علم کتاب نزد او بوده و از همه اصحاب پیامبر نسبت به قرآن آگاه تر بوده در مجمع البیان احادیث آوردند مبنی بر این مطلب و از امام صادق هم روایتی آوردند که منظور از وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ  حضرت علی است . ما ضمن ارادت قابل توجه نسبت به حضرت علی ، و ایشان عالم به کتاب خدا بودند می گوئیم این تفسیر درست نیست چرا ؟ چون کفار گفتند تو پیامبر نیستی وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً بعد پیامبر بگوید شاهد پیامبری من حضرت علی است بابا خودت را قبول ندارند شاگردت را چگونه قبول داشته باشند به عنوان یک شاهد؟

خودت که مهم تر از این هستی !

اهل سنت دو دسته هستند حسن بصری گفته منظور از وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتاب  خود خداست . در اینجا دو بار خدا می شود و این نمی شود . عده ای از اهل سنت گفتند علمای اهل کتاب است .

قول ما : وَ الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ  وَ مِنَ الْأَحْزَابِ مَن يُنكِرُ بَعْضَهُ  قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لَا أُشْرِكَ بِهِ  إِلَيْهِ أَدْعُواْ وَ إِلَيْهِ مَابِ  36 رعد

آنانى كه كتابشان داديم، به آنچه بر تو نازل شده خوشحالند و بعضى از احزاب قسمتى از آيات را انكار مى‏كنند. بگو: من مأمورم كه خدا را بندگى كنم و براى او شريك نياورم. به او دعوت كنم و بازگشت من به سوى اوست .

علمای اهل کتاب به خاطر بشارات به وجود پیامبر در آینده وقتی پیامبر آمد آنها خوشحال می شدند...»

خطیب به ظاهر غیر متعصب و بی فرقه ، سپس برای اثبات نظر خویش بدین ترتیب که منظور از عالم به کتاب ،علماء بنی اسرائیل هستند ، ابتدا آیاتی از قران را می آورد تا نشان دهد در عبارت " من عنده علم الکتاب " لفظ  « من » موصوله برای جمع نیز بکار می رود . همچنین به آیات دیگری استشهاد می کند که عالمان یهود مبتنی بر تورات ،نزول قران و پیامبر جدید را انتظار می کشیدند.

در ادامه مصطفی طباطبایی می گوید :

 

« ...  قُلْ أَ رَءَيْتُمْ إِن كاَنَ مِنْ عِندِ اللَّهِ وَ كَفَرْتمُ بِهِ وَ شهِدَ شَاهِدٌ مِّن بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ عَلىَ‏ مِثْلِهِ فَامَنَ وَ اسْتَكْبرَتمُ‏  إِنَّ اللَّهَ لَا يهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( احقاف10 )  بگو آيا توجه کردید اگر (قرآن) از سوى خدا باشد و شما منكر آن باشيد و گواهى از بنى اسرائيل بر حقیقت این کتاب گواهى می دهد شمای قریش رد می کنید آن بیگانه آمده شهادت میدهد به صحت این کتاب ، او ایمان آورده و شما استکبار می کنید شما خیلی ظالم هستید خدا ظالم را هدایت نمی کند اینجا هم نشان می دهد شاهد بنی اسرائیلی آمده ایمان آورده که می گویند عبدالله بن سلام یهودی بود  ... »

 

و در نهایت وی با تاسی و تقلید از ابن کثیر در تفسیرش چنین نتیجه می گیرد :

 

« ... در سوره رعد خدا میفرماید من گواه رسالت تو هستم که این کتاب را فرستادم و با دلائلی که در این کتاب است رسالت تو را اثبات کردم و کسانی که علم کتاب دارند با کتب آسمانی گذشته ها آشنا هستند آنها هم گواه اند و دیدیم خدا این گواهی را در آیات مختلف قران نقل کرده بنا بر این ما در تفسیر قرآن باید دست از شیعه و سنی بودن مان برداریم که هر نفر میخواهد به طرف خودش بکشد و قرآنی فکر کنیم ببینیم معنی این آیه چیست شاهد هایش در قرآن چیست ... »

 

سنجش تفسیر مصطفی طباطبایی با عقل و قرآن

 

در آیه آخر سوره رعد ، از قول کافران رسالت حضرت ختم المرسلین مورد نفی قرار می گیرد و خدا بر صدق آن و در پاسخ به ایشان ، به شهادت خویش و شهادت من عنده علم الکتاب استدلال می کند .

چند سوال پیرامون چنین مکالمه ای مطرح است که قطعا مدعی تفسیر آیه یعنی مصطفی طباطبایی باید به آن پاسخ روشن بدهد :

الف الذین کفروا چه کسانی هستند ؟ بت پرستان مشرک، اهل کتاب اعم از یهود و نصاری و ...، یا همه منکران رسالت حضرت محمد ص

ب شهادت خدا چیست و چگونه انجام می شود به طوریکه در قبال منکرین اتمام حجت می گردد ؟

ج پس از شهادت خدا ، دیگر چه نیازی به شهادت دیگری است ؟  مگر چه نقصی در آن است که از غیر خدا گواهی خواسته شده است ؟

د منظور از الکتاب در آیه، چه کتاب یا کتابهایی است ؟ و با دریافت پاسخ سوال، عالم به کتاب نیز مشخص خواهد شد .

ه چگونه فرد یا افرادی با وصف به"عالم به کتاب " در شهادت به رسالت پیامبر اسلام موثر بوده اند ؟

در روش پاسخ دهی و نقد تفسیر مصطفی طباطبایی ، تلاش می شود اولا از آیات قران استدلال گردد تا از سوی مدعیان قرآنی بهانه جویی نشده و برآنان اتمام حجت گردد .

لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه .

 

کافران چه کسانی اند ؟

بر کسانیکه اندک تتبّعی در کتاب جاودان الهی دارند پوشیده نیست که کافران بر نبوت محمدی ص در قران ، همه گروهای بت پرست و مشرکین از اهل کتاب بوده اند و اقتضاء لغت نیز مویّد این معناست الّا اینکه در قرینه سیاق و یا به قرائن حالیه ، نحله خاصی از کافران مورد خطاب قرار گرفته باشد .

ما يَوَدُّ الَّذينَ‏كَفَرُوامِنْ‏ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لاَ الْمُشْرِكينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُم‏... بقره 105

لَمْ يَكُنِ الَّذينَ‏كَفَرُوامِنْ‏ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ ... بینه 1

إِنَّ الَّذينَ‏كَفَرُوامِنْ‏ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكينَ في‏ نارِ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها أُولئِكَ هُمْ شَرُّ الْبَرِيَّة ... بینه 6

 

حال به سیاق آیات سوره رعد می نگریم :

آیات این سوره با ذکر برخی از نشانه های خدا در خلقت آسمان و زمین آغاز می گردد و سپس تذکر به معاد و نفی سخن منکرین حشر می پردازد . در آیه 5 می خوانیم :

.... وَ إِنْ‏ تَعْجَبْ‏ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفي‏ خَلْقٍ جَديدٍ أُولئِكَ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِم‏ ....

قطعا انکار معاد از ویژگیهای مشرکین بت پرست است و کافرین در این آیه ناظر بر بت پرستان عصر نزول خواهد بود .

در ادامه ، کافران درخواست آیاتی غیر از قران دارند :

وَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ‏ عَلَيْهِ‏ آيَةٌ مِنْ رَبِّه‏ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ  رعد 7

برخی از مفسرین گوینده سخن را مشرکین مکه نام برده اند و در بیان سایر مفسرین ، تخصیصی به اهل کتاب به چشم نمی خورد . در خود آیه نیز قرینه ای بر انحصار کافران به اهل کتاب نیست بلکه به قرینه آیه 5 می توان آنان را با احتمال بالایی همان کافران بت پرست دانست .

در ادامه ، باز هم آیات تکوینی خدا تذکر داده شده و در آیه 16 چنین می خوانیم :

قُلْ‏ مَنْ‏ رَبُ‏ السَّماواتِ‏ وَ الْأَرْضِ‏ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ

قطعا مخاطب این آیه ، مشرکین مکه و بت پرستان هستند زیرا اتخاذ اولیاء من دون الله و جعل شرکاء برای الله و نسبت دادن خلق به آنان از مشخصات مشرکان بت پرست است و نه اهل کتاب .

در ادامه ، باز هم  خدای متعال تذکر به آیات آفاقی و برخی انذارها و تبشیرها می دهد . تا اینکه در آیه 27 چنین تکرار می گردد :

وَ يَقُولُ‏ الَّذينَ‏ كَفَرُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ أَناب‏

باز هم برخی مفسرین تصریح کرده اند که گوینده این سخن مشرکین از قریش هستند و برخی دیگر مطلق کفار را ذکر نموده اند و تخصیص و انحصار بر مشرکین از اهل کتاب به چشم نمی خورد . مشرکین قریش معجزه ای غیر از کتاب قران را طلب می کردند .

در ادامه به 32 و 33 دقت کنید :

وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ‏ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقاب‏

أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى‏ كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ وَ جَعَلُوا لِلَّهِ‏ شُرَكاءَ قُلْ‏ سَمُّوهُمْ‏ أَمْ تُنَبِّئُونَهُ بِما لا يَعْلَمُ فِي الْأَرْضِ أَمْ بِظاهِرٍ مِنَ الْقَوْلِ بَلْ زُيِّنَ لِلَّذينَ كَفَرُوا مَكْرُهُمْ وَ صُدُّوا عَنِ السَّبيلِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ

واضح است که به دلیل جعل شرکاء برای خدا و استهزاء رسولان قبل ، الذین کفروا در این آیات نیز همان مشرکین بت پرست بوده و مشرکین و کافران از اهل کتاب نخواهند بود .

تا اینکه به آیه 36 سوره رعد می رسیم :

وَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَفْرَحُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ مِنَ‏ الْأَحْزابِ‏ مَنْ‏ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّما أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَ لا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُوا وَ إِلَيْهِ مَآب‏

در مورد این آیه ، مصطفی طباطبایی توضیح خاصی نداده که بدقت روشن کند منظور از " اتیناهم الکتاب " و  " الاحزاب " چه گروههایی هستند بلکه ترجیح داده از این آیه به سرعت عبور نموده و از آیات دیگر در سور دیگر قران ، شاهد بر ایمان برخی اهل کتاب و ... بیاورد . حال آنکه شایسته تر این بود که در سیاق آیات رعد سخنرانی می کرد و به این آیه می پرداخت . ما اندکی در آیه 36 درنگ می کنیم تا انگیزه تغافل این مفسر و مدعی قرآنی را دریابید .

با مروری که بر تفاسیر شیعه و سنی کردیم خصوصا در جامع البیان طبری که مورد علاقه مصطفی طباطبایی است و همچنین تفاسیر مجمع البیان و المیزان ، چنین بدست آمد که منظور از " اتیناهم الکتاب " ممکن است اصحاب پیامبر ص و مومنین به حضرتش باشند و ممکن است برخی اهل کتاب از یهود و نصاری و مجوس باشند .  و منظور از " الاحزاب " نیز  مشرکین مکه و برخی از اهل کتاب . قول قطعی در معنای این آیه وجود ندارد .

فرض کنیم منظور از " الذین اتیناهم الکتاب " اهل کتاب معهود در قران باشند چنانچه مرحوم علامه طباطبایی صاحب المیزان ذکر فرموده و چنین چیزی را برای اهل کتاب در دوره مکه و قبل از هجرت قائل شده، و مصطفی طباطبایی هم ظاهرا همین نظر را برگزیده ، در اینصورت بدلیل عمومیت آیه ، باید قائل شویم که همه اهل کتاب در مکه ، از نزول قران بر رسول گرامی اسلام خشنود گردیده و قاعدتا در صدد نفی رسالت حضرتش نبوده اند. بدین ترتیب مصداق " و یقول الذین کفروا لست مرسلا " نخواهند بود و بناچار گوینده سخن مذکور ، مشرکین بت پرست مکه می شوند .

با این نتیجه ، چگونه در پاسخ مشرک بت پرست که دلیل رسالت حضرت محمد ص را طلب می کند می توان گفت که دلیل من ؛ شهادت خدا و شهادت عالمان از اهل کتاب هستند ؟!

بت پرستان قریش که دین یهود و کتاب تورات را قبول نداشتند و به انجیل و نصرانیت پایبند نبودند که بتوان آنان را به این حجتها ملتزم نمود ؟ به عبارت دیگر همان ایرادی که مصطفی طباطبایی به روایت شیعه می گیرد به خود وی نیز وارد می شود .

و اگر فرض کنیم که منظور از " و الذین اتیناهم الکتاب " اهل کتاب دوران قبل از هجرت ، نیستند در اینصورت این آیه در فهم سیاق آیات و معنای آیه آخر سوره رعد کمکی به آقای مصطفی طباطبایی نکرده و بلکه مویّد نظر شیعه خواهد بود که بعدا به آن خواهیم پرداخت .

حاصل سخن آنکه از سیاق آیات سوره رعد ، نمی توان حکم کرد که در آیه " و یقول الذین کفروا لست مرسلا قل کفی ... " کافرانی که رسالت پیامبر اسلام ص را نفی کرده اند منحصرا اهل کتاب هستند بلکه به احتمال بسیار بالایی می توان آنان را فقط مشرکین بت پرست مکه دانست . و یا حداکثر ، عموم کافرین اعم از مشرکین بت پرست و اهل کتاب را در نظر گرفت . در نتیجه پاسخ و دلیل خدا نیز باید متناسب با عموم کافران ، ترجمه و تفسیر گردد .

مجددا به خوانندگان محترم گوشزد می کنم اگر آقای مصطفی حسینی طباطبایی دهها آیه بیاورد که یهودیان و نصرانیان منتظر بعثت پیامبر و نزول قران بوده و کتبشان مملو از بشارت بر حضرت خاتم ص است اما نتواند ثابت کند که مصداق " الذین کفروا " در آیه آخر سوره رعد  منحصرا اهل کتاب هستند تلاشش بی حاصل خواهد بود و تفسیرش بی دلیل .

 

شهادت خدا

مصطفی حسینی طباطبایی می گوید : ( شیعه و سنی ) در  قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ   اختلاف ندارند می گویند خدا کافی است بین من و شما ، صدق مرا و کذب شما را می داند و بوسیله آیاتی که بر من فرستاده صدق نبوت من را گواهی داده .

به علت اینکه سخنران ، توضیح مبسوطی در کیفیت شهادت خدا نداده نمی توان حکم کرد که اساسا این قسمت آیه را فهمیده یا خیر .  اما ما عرض می کنیم :

اولا خدا ، علم خویش به اعمال باطنی و ظاهری انسانها را در روز قیامت ، ملاک قضاوت قرار نداده است . بلکه با ارائه حجت و برهان روشن در دنیا و استدلال به آنها در قیامت ، بر منکرین احتجاج می نماید . بدین ترتیب شهادت خدا باید به گونه ای باشد که در صحنه حساب و کتاب ، موجب اقتحام خصم گردد . به این آیه دقت کنید :

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ‏ بِرَبِّكُمْ‏ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ  اعراف 172

خدا بنی آدم را شاهد بر خودش قرار می دهد و سپس ربوبیت خویش را بر وی می نمایاند به گونه ای که هیچکس قادر نخواهد بود آن را انکار کند . و بر این اقرار در روز قیامت استشهاد نموده و کسی نمی تواند بگوید که غافل بوده است .

به همین صورت ، این خداست که رسالت حضرت محمد ص را بر هر انسان جویای حقیقت ، از ورای آیات و نشانه های خویش نشان می دهد و حجت را تمام می کند. اینجاست که شهادت خدا فیمابین پیامبرص ( یا مومنان ) و کافران کفایت کرده و در روز قیامت برای منکران حجتی وجود نخواهد داشت .

به سخنی دیگر ، خدای عزّ و جلّ آیات کریمه اش را  بر مردم نازل می کند و آنان را به نظر و تدبّر در آنها فرامی خواند و یا معجزاتی دیگر برای نبی مکرّمش قرار می دهد و مخاطبین را بر این نشانه ها توجّه می دهد . در این میان برای گروهی انقلاب روحی رخ می دهد . چنین تحوّل و هدایتگری بدست الهی صورت می پذیرد و این همان شهادت خداست . گویا که عده ای با چشم باطن و با تمام هستی خویش در می یابند که این شخص را خدا بر آنان مامور کرده و او رسول الهی است . حال اگر اقبال کنند مومن و اگر ادبار نمایند در زمره کفار قرار می گیرند .

اینجاست که آیه قران ( قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم )،هر کافری را به خودش ارجاع می دهد که آیا در رویارویی با نشانه هایی که این پیامبر آورده ، شهادت خدا بر رسالت پیامبر را یافته یا خیر ؟ و اگر یافته همان کفایت خواهد کرد و این همان شهادت خداست .

 

نیازمندی به شهادتی دیگر

زمانی که شهادت خدا برای کسی رخ نداده است منطقا از ما دلیل و برهان می طلبد . حجت و سلطان مبین ، فرد را ملزم می کند که به انکار رسالت پیامبر نپردازد اگرچه برای وی انقلاب روحی و هدایت شهودی هم رخ نداده است .

مثلا اگر کسی در فراز و فرود زندگی ، وجود خالق خویش را در یابد و او را تنها پناه و دستگیر تنهایی هایش لمس کند این بهترین و روشن ترین برهان بر وجود خداست چراکه خود خدا خود را به وی نمایانده و دیگر نیاز به هیچ دلیل دیگری نیست . اما گاه انسان به این حالت نرسیده و در مقام برهان عقلی است . برهان نظم و حرکت و ... استدلالهایی عقلی است که انسان را وادار می سازد از انکار خدا دست بکشد .

این براهین چه در اثبات خدا و چه در اثبات رسالت رسول ، همچون حجتی آشکارند که فرد را به خضوع در قبال خدا و رسولش وا می دارند اگرچه در رتبه حجت پیشین یعنی شهادت خدا بر خودش و بر رسالت رسولش نیستند ولی در روز قیامت دهان منکران را می بندند .

اینکه این قرآن توسط فردی درس ناخوانده و در محیطی کاملا بدوی و دور از تمدن های بشری به قوم عرب ساکن در مکه عرضه شده ، نشان و دلیل است که کسی نمی تواند در مقام انکار ادعای رسالت محمد بن عبد الله ص برآید . و البته دلایل دیگری که در اینجا فرصت بیانش نیست .

خلاصه اینکه در شهادت خدا بر رسالت پیامبر ص هیچ نقص و خللی نیست الا اینکه لزوما چنین نعمتی بر همگان حاصل نمی گردد . لذا خدای کریم بار عامی  داده و خوان نعمتی دیگر را هم گشوده تا جای ایراد بر هیچ کسی باقی نگذارد و آن گشودن باب علوم قرآن است که به مثابه حجتی آشکار رسالت نبوی را بر اهل عالم فریاد زند  و منکرین را خاموش گرداند .

 

من عنده علم الکتاب

در قسمتهای پیشین دریافتیم که کافران در مقام نفی رسالت نبوی برآمدند و خدا شهادت خویش و شهادت " من عنده علم الکتاب " را دلیل اثبات رسالت پیامبر معرفی کرده است . و این کافران به ظنّ قوی ، مشرکین بت پرست مکه هستند و اگر مسامحه کنیم شامل همه انواع کافران اعم از اهل کتاب و غیر آن می گردد .

در اینصورت اگر " الکتاب " کتاب تورات و انجیل باشد ، محتوای چنین کتابهایی و نظرات عالمان به این کتب ، چگونه می تواند برای یک مشرک بت پرست دلیل و شاهد بر رسالت پیامبر اسلام ص تلقّی گردد ؟!

در کجای تاریخ اسلام داریم که یک بت پرست با شهادت عالمی یهودی به اسلام گرائیده و به رسالت حضرت محمد ص ایمان آورده است ؟!

از سویی دیگر اگر کافران را منحصر در اهل کتاب کنیم ، آنگاه " الکتاب " مثلا تورات باشد و " من " را جمع بگیریم یعنی برخی عالمان به کتاب ، باز هم مشکل حل نخواهد شد .

زیرا اگر کل تورات غیر محرّف در اختیار همگان بود خود کتاب شاهد بر رسالت می شد و نیاز به عالمان به کتاب نبود ، و اگر اکثر تورات غیر محرّف توسط احبار یهود مخفی نگه داشته می شد که این هم واقعیت داشت چنانچه قران می فرماید :

... قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذي جاءَ بِهِ مُوسى‏ نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطيسَ‏ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثيرا .... انعام 91

در اینصورت کلام دسته دیگر از علماء یهود زمانی برای دیگر یهودیان حجّت می شد که آنان هنوز ایمان به اسلام نیاورده و یا ایمان خود را اظهار نکرده باشند .

اگر آقای مصطفی طباطبایی توانست چنین مواردی را با استناد به قرآن اثبات کند تازه موفق شده تا  تفسیری موجّه ارائه دهد  که حد اکثر هم ارز سایر تفاسیر موجّه خواهد بود و الّا فلا .

اما اگر " الکتاب " را قران بگیریم در اینصورت عالم به قران می تواند با تشریح و تفصیل علوم این کتاب نشان دهد چنین علومی را کسی آورده که نزد هیچ استادی درس نخوانده و تعلیم ندیده است . لذا بناچار این علوم از جانب خدا نازل شده و آورنده این کتاب ، پیامبری راستین است . و هر کسی هم که ( غیر از پیامبرص ) علوم قران را آشکار نماید او فردی برگزیده و وارث علمی پیامبرص و شایسته اطاعت و فرمانبرداری است . گزینش معنای قران برای " الکتاب " هم موافق آیات قران است و هم روایات اهل بیت آن را تایید می کند و هم با عمومیت معنای " الذین کفروا " تطابق دارد و برای همه گروههای کافران ، دلیل و برهان خواهد بود .

از اینجاست که امام صادق ع می فرمایند علی علیه السلام مصداق من عنده علم الکتاب می باشد . دقت کنید شهادت علی ع نه به جهت شاگردی پیامبرص بلکه بدلیل وصف مذکور در آیه یعنی علم به کتاب ( قران ) قوام یافته است و این وصف اولا برای خود پیامبر ص هست . بنابراین ایراد مصطفی طباطبایی بدلیل عدم دقت در آیه ، وارد شده و جنبه عوام پسندانه دارد و البته شایسته همان مقلدینش هم همین سخنان سطحی می باشد . علم خود حجت و برهان و دلیل است خدا در مقابل مشرکین می فرماید :  ... ائْتُوني‏ بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين‏   احقاف 4

پس آنکه علم الهی قرآن را آشکار نماید چه پیامبر باشد و چه غیر ایشان ، اولا حقانیت کلام وحی را آشکار می کند و در ثانی برای پیامبر ، نبوت و رسالتش معلوم می گردد و برای علی ع وصایت و خلافتش . لذا کسی غیر از اهل بیت نبوت و عترت هدایت یافته ، قادر نیست ادعای علم قرآن را نماید چراکه خدا عورت کذب و جهل چنین کسی  را آشکار می کند .

العاقل یکفیه الاشاره و الجاهل لایکفیه المناره

والسلام

 

 

برچسب: نویسنده: علی رفیعی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 7:30

صفحه بندی