در ادامه، هر آنچه باید درباره «پیامبر ص خلافت بلافصل علی ع را در ابتدای بعثت خویش اعلام فرمود» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
به نام خدا
مناظرات نوشتاری آقای مهدی چهل تنی با مدعیان قرآنی – قسمت 29
حدیث یوم الانذار سند جانشینی حضرت علی ع پس از رسول معظّم اسلام
کثیری از مورخان و حافظان و محدثان اهل سنت پس از شرح ماجرایی طولانی در نزول آیه شریفه: «و انذر عشیرتک الاقربین» و دعوت پیغمبر از قریش روایت کردهاند که در آن مجلس تنها علی برخاست و دعوت آن حضرت را پذیرفت. آن گاه پیامبر به علی (ع) فرمود: «انت اخی و وصیی و خلیفتی، یا - ان هذا (علی) اخی و وصیی و خلیفتی»
مراجعه فرمایید به تاریخ طبری ج 2 - نقض العثمانیه ابو جعفر اسکافی - کامل ابن اثیر ج 2 - تفسیر بغدادی، شرح ابن ابی الحدید ج 3، حیات محمد چاپ اول، کنز العمال ج 6، تفسیر ثعلبی، تاریخ ابوالغداء.
محمد بن جریر طبری در جلد نوزدهم از تفسیر خود همین حدیث را دستکاری کرده و آن چه در تاریخ خویش «ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی» فراموش نموده و از قول رسول خدا چنین روایت میکند: «ان یکون اخی و کذا و کذا» پیغمبر فرمود: تو برادر من باش و چنین و چنان. آری و چنین و چنان؟!
زیرا گویا «قلوب عوام تحمل نقل وصایت پیغمبر اکرم به علی (ع) را نداشته است» و میدانید که همین طبری افسانهی شرمآور « غرانیق » را نقل کرده و قلوب عوام نیز آن را تحمل کردهاند.[1]

درست همین عمل را ابن کثیر شامی در البدایه و النهایه مرتکب شده و از این شگفتتر کاری است که محمد هیکل در کتاب بسیار بد و ویرانگر «حیات محمد» به آن دست زده است. این مرد در صفحه 104 چاپ اول کتاب خود این حدیث را به طور کامل نقل کرده و در چاپ دوم به طور کامل حذف نموده است.[2] وقتی در روزگار ما چنین اعمالی در کتمان سفارش پیغمبر اکرم مرتکب میشوند، شما میتوانید حدس بزنید که در زمان معاویه و یزید و عبدالملک چه اوضاعی است.
این آقای محقق محترم نیز در صفحه 33 از نامه مورخ آذر ماه 1366 مرقوم فرمودهاند:
«این خبر متواتر نیست و در سستی آن همین بس که بیارتباط به موضوع آیه است، در آن موقعیت هنوز کسی خود پیغمبر را نپذیرفته بود تا بحث جانشینی او مطرح شود»
عرض جواب: یعنی چه بیارتباط با موضوع آیه است؟ ارتباط اعمال پیغمبر اکرم با «موضوعات آیات» را شما تعیین میفرمایید؟ در این دنیا «ارتباط» را فقط سلیقهی شخصی حضرتعالی معین میکند و «موقعیت» نیز آن موقعیتی است که شما تشخیص میدهید؟ این حدیث متواتر نیست؟ حدیث مکالمه عباس و علی، حدیث نصر بن مزاحم ، حدیث گرده افشانی، حدیث حسن مثنی ، حدیث کتاب الله و سنتی و آن چه شما به آن استناد کردهاید، متواتر است؟ شما نمیدانید حضرت موسی قبل از «پذیرش» تقاضای جانشین از خداوند کرد؟
این حدیث از امیر المؤمنین علی علیه السلام روایت شده و طبقه دوم راویان آن را «عبد اله بن عباس، ابی رافع ...» و گروهی از تابعین موثق تشکیل میدهند که عموماً از رجال صحاحاند، کدام یک از طرق این حدیث جعلی است؟ روشن فرمایید که ضروری است.
کسانی از علمای بزرگ اهل سنت که به اندازه این محقق «بیفرقه» و این قدر «آزاده» نبودهاند بر صحت این حدیث تأکید کردهاند. از متأخرین ابو جعفر اسکانی امام معتزله بغداد و استاد ابن ابی الحدید در کتاب گرانبهای «نقض العثمانیه» بر صحت حدیث تأکید میکند.
شیخ سلیم بشری رئیس اسبق دانشگاه الازهر درباره این حدیث به سید شرف الدین مینویسد:
«من (یعنی شیخ سلیم) حدیث را در مسند احمد مطالعه کردم و رجال سند آن را بررسی و همگان را مورد اعتماد دیدم، سپس طرق دیگر نقل آن را بررسی کردم ... بدین جهت ایمان آوردم که این روایت صادر شده است»
این اعتراف یکی از بزرگترین علمای اهل سنت است و آن هم ادعای یک محقق بیفرقه. بهتر نبود اندکی انصاف از این عالم سنی میآموختید؟ یا مانند این عالم سنی قبول زحمت فرموده و رجال حدیث را بررسی میکردید و سپس چنین ادعاهای بزرگ بزرگی را در مسائل دینی و اعتقادی میفرمودید؟ «تحقیقات» یعنی این؟ آیا این است سیره محققان بیفرقه و آزاد و بصیر و خبیر؟ «و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و لا هدی و لا کتاب منیر»
ادامه دارد ....
[1] هیچ کدام از راویان طبقه اول افسانه « غرانیق» زمان نزول آیه را در مکه درک نکردهاند و بسیاری از آنان نظیر ابن عباس هنوز به دنیا نیامده بودند. معلوم نیست چگونه شاهد این ماجرا بودهاند.
[2] در میان برادران اهل سنت مورخان و محدثان آزادهای بوده و هستند که انصاف و عدالت را به نسبت زیادی رعایت کردهاند. آن چه ذکر شد بمعنی تخطئه تمام محدثان اهل سنت نیست.
برچسب:
نویسنده: علی رفیعی