بسم الله الرحمن الرحیم
اختلافات تفسیری مدعیان قرانی شریعت سنگلجی و مصطفی حسینی طباطبایی
قسمت سوم
معنای "تبیین قرآن" در آیه 44 نحل
در مقاله های قبل به چند مورد سردرگمی و اختلاف نظر مدعیان قرآنی در فهم آیات پرداختیم و خوانندگان محترم دریافتند که افراد شاخص و مبتکران نظریه
" روشن و قابل فهم بودن همه آیات قرآن و عدم نیاز به مبین الهی حتی در برخی از آیات "
نتوانسته اند تئوری خود را عملا به اثبات رسانند. بلکه با بیانهای متفاوت و بلکه متضاد در معنای برخی از آیات ، ادعای خود را نقض کرده اند.
بنابراین آیا با وجود این اختلاف نظرها همچنان می توان به این نظریه اعتماد کرد ؟
و آیا شایسته نیست که مدعیان قرآنی به جای پای فشاری بر اساسی سست بنیان به اصلاح نظریه خویش بپردازند؟
اینک به بیان نمونه ای دیگر می پردازیم تا بر حق جویان روشن گردد چه اندازه میان گفتار و رفتار این نحله فاصله وجود دارد.
آقايان شريعت سنگلجي و مصطفي حسيني طباطبائي از افراد شاخص در هواداری از نظریه مذکور در بیان برخی از آیات اختلاف نظر دارند .
در صفحه 43 کتاب تفسیر " بیان معانی در کلام ربانی " نوشته مصطفی طباطبایی ذیل آیه 44 سوره مبارکه نحل می خوانیم :
" ایشان را با دلایل روشن و کتاب ها فرستادیم... یعنی در نبوت خدا زورگویی نبوده همه ی پیامبران با دلیل آمدند و تعالیم خود را مبتنی بر "دلیل" و به صورت کتاب ارایه می دادند و جز ابلاغ پیام وظیفه ای نداشتند ( آیات 35 و 36 همین سوره). ( واژه "زبور" – مفرد " زبر"- در اصل به معنی نوشته و کتاب است و منحصر به زبور داوود نیست).
... واین ذکر (قرآن) را بسوی تو نازل کردیم... ،
... تا بر مردم آنچه را به سویشان نازل شده بیان کنی ...
منظور از "بیان وحی " همان اظهار روشن و آشکار قرآن است. "
ایشان ( مصطفی حسینی طباطبایی ) همچنین در پاورقی صفحه 44 اضافه می کنند :
" ثالثا، قرآن خود را «بیان» نیز معرفی کرده و می فرماید : "هذا بیان للناس = این (قرآن) بیانی برای مردم است» (آل عمران /138). بنابراین نتیجه می شود که مقصود از « بیان وحی توسط پیامبر، همان تحویل بی کم و کاست قرآن به مردم بوده، سوای آنکه البته آن حضرت مجملاتی را توضیح می داده و از این نظر سنت قطعیه پیامبر (ص) در بپا داشتن دین البته لازم الاطاعه است. "
دقت کنید ؛ اگرچه مصطفی طباطبایی مجبور است به نقش پیامبر در تشریح مجملات فقهی قران اعتراف نماید ولی در آیه 44 نحل عبارت " لتبین للناس ما نزل الیهم " را به معنای " تلاوت و ابلاغ آیات قران " ترجمه می کند.
اما شریعت سنگلجی در صفحه 38 کتاب کلید فهم قرآن آیه 44 سوره نحل را به نحو دیگری ترجمه می نماید .
" احكام شريعت در قرآن كلّي و محتاج بسنّت است. استقراء معتبر ثابت ميكند كه بيشتر احكام وارده در كتاب خدا كلي است و بايد اين كليات را مبيّني باشد، و آنچه مجملات كتاب خدا را بيان كند و شارح كليات آن باشد همانا سنّت است و بدون سنت نبي نميشود ( و ) قرآن را فهميد، خداوند ميفرمايد:
...و أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون ([1])
و جامعيت قرآن با اين اختصار بجهت همين است كه قرآن كليّات را در بر دارد و بتمام شدن قرآن شريعت و دين هم كامل شد: ِالْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ [المائدة: 3].
و اين احتياج شديد بسنّت با توجه كوچكي قرآن واضح و هويدا ميشود، مثلاً مي بينيد كه تمام جزئيات نماز و روزه و زكوه و نظاير اينها و احكام آن در قرآن بيان نشده و همچنين است فروع عادّيات و سياسات مثل نكاح و عقود و قصاص و ديات و حدود و غير اينها، پس بنابراين مسلم است كه بايد سنت جزئيات را بيان كند و بدون سنت پيغمبر عمل به كتاب خدا ممتنع است.
و دليل بر حجيّت سنت از كتاب خدا واضح و هويدا است چنانكه خداوند ميفرمايد:وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ [الحشر/7]، پس استنباط از قرآن بدون نظر در شرح كه سنت ميباشد جايز نيست، ناچار بايد در فهم قرآن مراجعه بسنت كرد، رسول اكرم ميفرمايد: ((إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللهِ وَسُنَّتي. أو وَعِتْرَتِي.)) يعني: من در ميان دو چيز سنگين يا نفيس قرار دادم كتاب خدا و سنت (يا عترت) خودم را.
و مراد از عترت ائمه از اهل البيت است، چوت عترت بيان سنت را ميكند و در واقع عين سنت است و آنچه مأثور است كه علم قرآن نزد آل محمد ميباشد مراد اين است كه بيان سنت پيغمبر نزد اهل بيت است."
خوانندگان محترم دقت دارند که شریعت سنگلجی " لتبین للناس ما نزل الیهم " را به روشن کردن مجملات فقهی قران توسط پیامبر ص معنا می کند . به بیان دیگر از نظر طباطبایی واژه تبیین در آیه 44 نحل به معنای قرائت و تلاوت است ولی از نظر شریعت سنگلجی به معنای ایضاح و تشریح می باشد و تضاد این دو معنا بر اهل بصیرت پوشیده نیست .
از نوشته شریعت سنگلجی این بدست می آید که وی معتقد است بیان سنن الهیه از قران، اختصاص به محمد و آل محمد ص دارد در حالیکه مصطفی طباطبایی چنین جایگاهی را برای اهل بیت پیامبر ص قائل نیست بلکه اهل بیت نبی ص را حداکثر در ردیف سایر علما و فقهای آن عصر قرار می دهد و تنها امیرمومنان علی ع را نسبت به سایر خلفا افضل می داند.
والسلام
([1]) و فرستاديم بسوي تو قرآن را تا اينكه بيان كني براي مردم آنجه را كه بسوي ايشان فرستاده شدهاست.
برچسبها: مصطفی حسینی طباطبایی, شریعت سنگلجی, قرآنیان, مبین قران, معنای تبیین
برچسب:
نویسنده: علی رفیعی