خرید بک لینک

به نام خدا

مناظرات نوشتاری آقای مهدی چهل تنی با مدعیان قرآنی - قسمت 22

پاسخ به شبهاتی پیرامون غدیر و امامت الهی امیر مومنان ع

حدیث غدیر و آنچه در اطراف آن محقق محترم فرمودهاند:

برای آن که همگان بیاموزند چگونه باید رویداد غدیر را «به درستی تحلیل کنند» محقق محترم مرقوم فرمودهاند:

«چرا پیامبر عبارت مزبور «من کنت مولا ...» را در مکه و در مراسم با عظمت حجه الوداع ادا نکرد تا همهی مردم مکه و همراهان او از این مسألهی حیاتی عالم اسلام باخبر شوند و به همه اتمام حجت گردد؟ چرا پیامبر عبارت فوق را در مدینه نفرمود ... چرا پیامبر در عباداتش کلمه مولی و افعال وال و عاد به کار برد و «ولایت» را در برابر «عداوت» نهاد ... چرا اگر مسألهی جانشینی در میان بود پیامبر کلمات روشنی از قبیل «خلیفه و امیر و امام» را برای بیان این امر خطیر به کار نبرد ... چرا صحابهی رسول خدا از مهاجر و انصار که صریحاً در قرآن از آنها تجلیل شده «توبه 100 - انفال 74 - آل عمران 110 - حجرات 7 - فتح 10 و 18 و 29» آن خلافت را به زعم شیعهی امامیه جدی نگرفتند ... چرا جمعیت 70 هزار نفری که به قول شیعهی امامیه فرمان پیامبر را در غدیر خم مبنی بر جانشینی علی (ع) به حکم خدا شنیده و فهمیده بودند قیام و حرکتی مشاهده نشد ... چرا علی پس از پیامبر هرگز نگفت من منصوب من عند الله هستم و حاضر نیستم با ابوبکر بیعت کنم؟! اگر او برای حکومت و فرمانروایی از جانب خدا تعیین شده بود از چه روی ابوبکر را با بیعت خویش تأیید کرد؟!» صفحات 2 و 4 نامهی آذر ماه66

عرض جواب: اما این که چرا علی هرگز نگفت من منصوب من عند الله هستم؟ علی علیه السلام میفرماید:

«اما اگر خداوند است آن که باید انتخاب کند و اختیار در کف اوست. پس او مرا برای این امت برگزیده و خلیفهی آنان قرار داده است»[1]

علی علیه السلام میفرماید:

«طلبت تراثی و حقی الذی جعلنی الله و رسوله - نامه امیر المؤمنین به یارانش در مصر - الغارات ثقفی»

حضرتعالی که محقق هستید به این روایت بارها استناد کردهاید و از سر «انصاف» و از روی «تحقیق» و مطابق «تحلیلهای دقیق» قسمتی از آن را نوشته و قسمتی را سانسور کردهاید. و خصوصاً از نقل نیمه کارهی روایت سلیم بن قیس نتیجهای گرفتهاید که به کلی با سیاق کلام و منظور علی علیه السلام و تصریح آن امام مغایر است. علی میگوید: «من منصوب من عند الله هستم»؛ در همان نامه و روایتی که شما به آن استناد فرمودهاید. «این که علی نگفت من منصوب من عند الله هستم» رها کنید که اینجانب مجبور نشوم شرح عمل شما را تکرار کنم.

و اما این که چرا «امام و خلیفه و امیر نگفت» جواب آن را قبلاً به طور کامل دادهام مراجعه فرمایید.

و اما این که چرا پیغمبر در مکه نگفت، پیغمبر اکرم (ص) در مکه نیز همین معنی را تصریح فرمود منتها با عبارت دیگری. چنانکه بسیاری از حافظان سنت نقل کردهاند:

ترمذی صاحب یکی از صحاح از جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر اسلام روایت میکند که آن حضرت در روز عرفه فرمود:

«من دو امر گرانبها در میان شما میگذارم. به آن دو تمسک کنید تا گمراه نشوید، کتاب خدا و عترتم»

و اما این که چرا این جا و آن جا نگفت: به شهادت مورخان اهل سنت: سیره حلبی ج 3 - سیره زینی دحلان ج 3 - تاریخ الخلفا ابن جوزی قسمت 4 - دایره المعارف فرید وجدی ج 3 - در آن سال 70 هزار نفر و به قولی 90 هزار نفر و به قولی120 هزار نفر از مدینه با پیغمبر حرکت کردند و این اجتماع به اضافه کسانی که از یمن آمده بودند و کسانی که از چند راهی غدیر از کاروان مدینه جدا میشدند، همگی در غدیر حضور داشتند. حدیث غدیر را 110 نفر از صحابه و کثیری از تابعین روایت کردهاند. اگر شما حدیثی به این تواتر و اجتماعی به این عظمت در یک محل دیگری میشناسید ما هم میپذیریم که بهتر بود در آن جا گفته میشد و اگر نمیشناسید این جا و آن جا نکنید. هر جا رسول خدا این حدیث را ابلاغ میکرد باز هم جای دیگری برای بهانهجویی باقی بود. به این جملاتی که مرقوم فرمودهاید دقت کنید:

«چرا پیامبر عبارت مزبور را در مکه نگفت ... چرا پیامبر عبارت فوق را در مدینه نفرمود ...»

اگر رسول الله «عبارت فوق را در مکه میفرمود» باز هم شما میفرمودید: «چرا عبارت فوق را در مدینه نفرمود» و اگر در مدینه میفرمود، بهانهی چرا در مکه نگفت هنوز باقی بود. اما پیامبر آن را به امر خداوند در غدیر خم ابلاغ کرد و سپس فرمود: «ألا فلیبلغ الشاهد الغائب» آگاه باشید پس این سخن را حاضران باید به غائبان ابلاغ کنند. حال شما چه میفرمایید؟ کثیری از علما اهل سنت مانند: هروی در غریب القرآن، موصلی در شفاء الصدور و ثعلبی در کشف البیان ذکر کردهاند که ماجرای غدیر «در شهرها شیوع یافت و شهرت گرفت» حدیث غدیر را کدام یک از مسلمانان مدینه نشنیدهاند که شما دربارهی تمام شدن اتمام حجت بر آنان دلواپس هستید؟ علی نیز بارها به این حدیث استناد کرد. به نظر شما علی در میدان کوفه از حاضرین میخواست تا شهادت دهند او دوست مسلمانان است و انس بن مالک و غیره... حتی حاضر به چنین شهادتی نبودند تا به نفرین علی علیه السلام گرفتار شوند؟ تحلیل تحقیقی و دقیق و مربوط و غیر تجریدی یعنی این؟ نه تنها علی، بلکه فاطمه الزهرا، حسن بن علی، حسین بن علی، ابن عباس، سلمان فارسی، عمار یاسر، مقداد، ابن تیهان، سهل بن حنیف، عثمان بن حنیف، ابی بن کعب، ابو ایوب انصاری و دیگران به همین معنی که اینجانب «مدعی» شدهام بر حدیث غدیر استناد کردهاند که البته در کتبی مانند صحیح مسلم و صحیح بخاری و همه کسانی که از آن دو تقلید کردهاند و همه کسانی که این روایات را مخالف عقاید خود میدانستند و همه کسانی که سخنان را سانسور میکردند نیست. اگر خواستید تفصیل آن را در کتب امامیه بجویید و اینجانب چون ملتزم به استناد کتب اهل سنت هستم از آن در میگذرم، اما در میان اهل سنت برای شما کافی است آن چه ابوبکر جوهری در «سقیفه»[1] و احمد بن ابی طاهر در «بلاغات النساء» از فاطمه زهرا آوردهاند.

اما این که فرمودهاید: «به همه اتمام حجت تمام گردد» عرض میکنم که یک بار دیگر متن خطبهی غدیر را مطالعه کنید و اگر اتمام حجت تمام نشد عیب کار را در در درون خود بیابید. جدی میگویم. چطور اتمام حجت تمام نشد؟ شما از طرف چه کسی سخن میگویید؟



[1] بنا بر نقل ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه



[1] کتاب سلیم بن قیس صفحه 160

ادامه دارد...

برچسبها: قرآنیان, امامت الهی علی ع, نصوص امامت, شبهات امامت, شبهات غدیر

برچسب: آیا,پیامبر,گونه,واضح,امامت,علی,مطرح,نکرده,است, نویسنده: علی رفیعی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:18

صفحه بندی