خرید بک لینک

به نام خدا

مناظرات نوشتاری آقای مهدی چهل تنی با مدعیان قرآنی - قسمت 24

پاسخ به برخی تشکیکات در موضوع غدیر

محقق محترم سزاوار است بار دیگر به متن خطبه غدیر در کتب اهل سنت مراجعه فرموده و ملاحظه کنند برای چسباندن تفسیرشان به خطبه رسول الله چه کارها که نباید کرد. همه راویانی که ماجرای برگشت علی از یمن و اختلاف خودشان با آن حضرت را نقل کردهاند، پس از آن که در مکه، رسول خدا آنها را از دشمنی با علی نهی کرد، عداوت و نکوهش علی را ترک گفتند و به هیچ وجه دشمنی تصاعدی آن چنان که شما ترسیم کردهاید بروز ندادهاند تا پیغمبر خدا را مجبور به خطابه غدیر کنند. ای مسلمانان میبینید که آن حضرت نمیگوید گروهی در مکه دشمنی کردند و من آنها را باز داشتم و آنها سخن مرا نشنیدند و اکنون میگویم ... به هیچ وجه آثاری از آن سخنان که حداقل بیش از 8 روز از این واقعه اتفاق افتاد در میان نیست بلکه صحبت از رحلت قریب الوقوع و پیروی از عترت و سفارش به قرآن کریم است، سخن از اولویت پیامبر اکرم بر مسلمانان است. آن دشمنی صعودی و آن توقفگاهی که شما از قول مفید جعل کردهاید در وهم و گمان حضرتعالی ساخته شده و در «تحلیلات» شما بروز کرد، تا علیرغم تمام مقدماتی که رسول الله در خطبه غدیر اظهار فرموده است، «مولی» به معنی دوست از کار درآید و شما بچسبید به آنچه که تصمیم نگرفتهاید از آن جدا شوید «و من یتول فان الله هو الغنی الحمید»

محقق محترم فرمودهاند:

«با حدس و گمان نمیتوان تاریخ ساخت. هیچ یک از اصحاب، تفسیر شما را از حادثه غدیر در تاریخ منعکس نکردهاند. »

عرض جواب: گزاف میفرمایید از جابر بن عبد اله انصاری، ابن عباس، ابوسعید خدری، عبد اله بن مسعود، زید بن ارقم به طرق گوناگون نقل شده و در معتبرترین کتب اهل سنت مضبوط است که آیه شریفه «ایها الرسول بلغ ما انزل الیک ...» در روز غدیر خم نازل گردید.

به طرق گوناگون از ابن عباس، ابوسعید خدری، زید بن ارقم روایت شده که آیه شریفه : «الیوم اکملت لکم دینکم ...» در روز غدیر خم نازل گردید[1] بدخشی در مفتاح النجاه از ابن عباس و ابوسعید خدری نقل میکند، پس از نزول آیهی شریفه پیغمبر اکرم فرمود: الله اکبر علی اکمال الدین و اتمام النعمه و رضی الرب برسالتی و الولایه لعلی بن ابیطالب.

استشهاد مکرر علی ع بر این حدیث و خصوصاً خودداری عدهای معلوم از ادای شهادت بهترین دلیل بر دلالت حدیث غدیر است در بعضی از طرق استشهاد روایت شده که علی ع فرمود «انشدکم بالله ا منکم من نصبه رسول الله یوم الغدیر بولایه غیری؟ قالوا : اللهم ...»

بالاخره محقق محترم خطاب به بنده مرقوم فرمودهاند:

«این که فرمودید (یعنی بنده عرض کردم) پارهای از علمای اهل سنت حدیث غدیر را دال بر امامت علی میدانند باید عرض کنم (یعنی محقق محترم، میفرمایند) صحیح است، عدهای از علمای اهل سنت علی (ع) را امام برگزیده پیامبر میدانند ولی آنها بنا به حدیث «الخلافه ثلاثون عاماً ثم بعد ذلک الملک»، ابوبکر و عمر و عثمان را نیز خلفای تأیید شده پیامبر میدانند به عبارت دیگر علمای اهل سنتی که شما به آنها اشاره داشتهاید مقامی را که بر علی (ع) قائلاند به همه خلفای راشدین تعمیم دادهاند. پس از این استدلال صرفنظر فرمایید. صفحه 44 نامه آذر ماه 66»

عرض جواب: چرا صرفنظر کنم؟ من از کسانی نام بردهام که علی ع را بنا بر نص حدیث غدیر خلیفهی پیغمبر میدانند نه بنا بر حدیث مجعول «الخلافه بعدی ...» و بر خلاف انکار حضرتعالی، مولی را به معنی حقیقی آن گرفتهاند. پس علی ع بنا بر اقرار آنان به استناد حدیث غدیر خلیفهی رسول الله است اگر دلیلی مانند حدیث غدیر درباره خلفای سه گانه موجود است، بیاورید تا این بنده نیز بپذیرم.

مرقوم فرمودهاند:

«حدیث تبریک عمر به علی در آن ماجرا (ماجرای غدیر) خبر واحد بوده و نمیتوان بر وقوع آن مطمئن بود و به فرض صحت خبر ضرورتاً مؤید نصب علی به جانشینی نمیتواند باشد. زیرا تبریک را فقط در انتصابات به هم نمیگویند و هر واقعهی خوشی که برای کسی پیش آید تبریک دوستانش را نسبت به وی برمیانگیزد، این که پیغمبر همگان را به ترک دشمنی با علی خوانده و او را از همه اتهامات مبری دانسته و دوستی خاص او را بر همه لازم شمرده است میتواند شادباشهای بسیاری را نسبت به علی برانگیزد و تبریک عمر نیز به او در آن ماجرا باید از زمرهی آن شمرده شود. ص 40 نامه آذر ماه 66»

عرض جواب: چرا باید از زمرهی آن شمرده شود؟ اولاً باید تا کنون دانسته باشید که تبریک عمر «در آن ماجرا» خبر واحد نیست و اینجانب اسناد آن را در صفحات گذشته نشان دادهام. ثانیاً شما از کدام اتهام و دشمنی صحبت میکنید؟ در روز هجدهم ذی حجه و روزهای قبل از آن کسی از چنین اتهام و دشمنی سخن نگفته است، شما اینها را با حدس و گمان میسازید؟ آنچه مربوط به بازگشت علی از یمن است مربوط به واقعهای است که به هیچ وجه قابل چسباندن به این حادثه نیست. ثالثاً از اینگونه سخنان پیغمبر اکرم در مورد علی علیه السلام بسیار فرموده و بسیار مردم را به ترک دشمنی با علی فراخوانده و بسیار آن حضرت را از همه اتهامات مبری کرده است... اما هیچ کس نشنیده تا در آن مواضع نیز به قول شما «تبریک دوستانش را نسبت به او برانگیزد» و شادباشهای بسیار نیز به دنبال داشته باشد، تا این حدس خیالی شما را تقویت کند، چطور فقط در این جا، تبریک دوستان برانگیخته شد؟

و بالاخره درباره استشهاد به ارشاد مفید مرقوم فرمودهاند:

«قصد از استشهاد به گفتار علامه امینی، شیخ مفید و ابو الفتوح رازی در این مقال هرگز این نبوده است که ادعا شود این علمای فرقهی امامیه با من و امثال من در تفسیر غدیر خم همعقیدهاند. صفحه 4»

عرض میشود: حضرتعالی در نامه مورخ 20/9/65 صفحه پنجم مرقوم فرمودهاید :

«پس بنا بر قول این عالم شیعی (شیخ مفید) شکایات مردم از علی ع مبنای خطبهی پیامبر در غدیر خم بوده است.»

اگر در قاموس حضرتعالی کلمات و عبارات معنای دیگری غیر از معنای متعارف دارد حرفی است و اگر جنابعالی عقیده خود را مستند کردهاید به «قول این عالم شیعه» و یک توقفگاه نیز جعل کردهاید و اظهارنظر فرمودهاید که بنا بر قول او «شکایات مردم از علی ع مبنای خطبه پیامبر در غدیر خم بوده است.» سخن این بنده نیز این است که شیخ مفید هرگز چنان قولی ندارد تا حضرتعالی «بنای» حدسیات بیدلیلتان را بر آن بگذارید و همه میدانند که حدسیات بر جعلیات بنا نمیشود. آقا جان هنگامی که مفید میگوید: «پیامبر به امر خدا در غدیر خم آن کلمات را فرمود» چگونه شما ادعا میکنید بنا بر قول او «شکایت مردم از علی مبنای خطبه غدیر بوده است» دست بردارید. این عادت خوبی نیست که شما نمونههای «درخشانی» از آن ارائه دادهاید. مثلاً مکرر در صفحات 21 و 42 و 53 از آخرین نامه و صفحه 4 از نامه 20/9/65 به روایت مسعودی به عنوان یک «عالم شیعی» مبنی بر عدم تعیین جانشین از طرف علی علیه السلام استناد فرموده و وقتی در نامه قبلی به آرامی تذکر دادم «موضوع بحث فی ما بین؛ امامت علی است» به جای رها کردن این نقل نیمه کاره ؛ بسیار زیاد هم از اینجانب تعجب فرمودهاید؛ عرض میکنم:

مسعودی چنان چیزی گفته است؛ اما اگر شما نقل مسعودی را به عنوان «یک عالم شیعه» بر این بنده احتجاج میفرمایید، در همان کتاب و همان صفحه و درست سه سطر بالاتر از آنچه شما از قول مسعودی آوردهاید، همان مسعودی میگوید:

«بسیاری از کسان گفتهاند که علی رضی الله عنه به دو فرزند خود حسن و حسین وصیت کرد که هر دو در آیهی تطهیر شریک وی بودهاند و این گفتار بسیاری از کسانی است که قائل به تعیین امام بودهاند، روج الذهب مسعودی ج 1 ص 772»

و ابن کثیر شامی متعصب در جلد ششم البدایه و النهایه در تفسیر حدیث «خلفای اثنی عشر» میگوید:

«... و بعد از ایشان هم (ابوبکر و عمر و عثمان و علی) حسن بن علی است زیرا علی در مورد او و خلافتش وصیت کرد و اهل عراق نیز با او بیعت کردند.»



[1] تفسیر ابن کثیر، در المنثور سیوطی، ما نزل فی القرآن ابونعیم، تاریخ خطیب بغدادی، خصایص علویه نطنزی، تذکره ابن جوزی و اتقان سیوطی ...

برچسب: امامت,اقرار,دارند, نویسنده: علی رفیعی تاريخ: شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 17:46

صفحه بندی