به نام خدا
مناظرات نوشتاری آقای مهدی چهل تنی با مدعیان قرآنی - قسمت26
نصوصی از منابع اهل سنت مبنی بر خلافت بلافصل علی ع
عین همان معامله را این محقق محترم با سنت رسول خدا دارند. آن چه را نپسندند خیلی راحت میفرمایند نیست و خود را خلاص میکنند. مکرر در نامه خود مرقوم فرمودهاند که: «نصی در مورد خلافت علی نیست» و از آن جمله:
«تمام آیاتی که جنابعالی (یعنی بنده) در اطاعت از رسول خدا آوردید مسلماً مورد قبول است ولی شامل اموری که نص از رسول خدا (ص) در مورد آن وجود ندارد نمیشود، بر عکس اگر در اموری که نص از رسول خدا نیست ما خود قانونی وضع و بخواهیم به عنوان اطاعت از رسول اکرم به اسلام اضافه کنیم خلاف آیات فوق رفتار کردهایم. صفحه 29 نامه آذر ماه 66»
و باز هم مرقوم فرمودهاند:
«این که پیغمبر علی (ع) را به حکم خدا به سمت جانشین خود تعیین کرده باشد مورد گفت و گوی ما است و جنابعالی (یعنی بنده) باید نشان دهید که چنین نصی وجود دارد»
عرض میشود: پیامبر مکرر در مورد اهل بیت میفرماید: خداوند لطف و خیر به من خبر داد - رب العالمین به من فرمود تا ابلاغ کنم - این عبارت از زبان پیغمبر اکرم ضبط است و من اسناد آن را در گذشته نشان دادهام و برای حوادثی که در سقیفه اتفاق افتاد - کتک زدن زبیر، لگدمال کردن سعد بن عباده، هیزمکشی به در خانه دختر پیغمبر - هیچ نصی وجود ندارد و این افعال در کتاب خدا و سنت پیغمبر و فطرت انسانی مردود است. اما در مورد امیر المؤمنین علی به غیر از آن چه در احادیث غدیر، منزلت و ثقلین آوردم، اندکی از معتبرترین کتب اهل سنت نقل میکنم:
1- پیغمبر اکرم به امیر المؤمنین علی فرمود: «أنت اخی و وصیی و خلیفتی» مراجعه فرمایند تاریخ طبری ج2 ، کامل ابن اثیر ج 2 ، تاریخ ابولفداء ، مسند احمد، دلائل بیهقی، تفسیر خازن ، تفسیر ثعلبی، کفایه الطالب گنجی شافعی، شرح ابن ابی الحدید، نقض العثمانیه، ابو جعفر اسکافی معتزلی، جمع الجوامع سیوطی
2- پیغمبر فرمود: «علی الصدیق اکبر و فاروق هذه الامه، یفرق بین الحق و الباطل و یعسوب المؤمنین و هو بابی الذی اوتی منه و هو خلیفتی من بعدی» مراجعه فرمایید تاریخ ابن عساکر، کنز العمال، سنن بیهقی[1]
3- پیغمبر اکرم فرمود: «أنا و علیٌ حجه علی امتی یوم القیامه» مراجعه فرمایید تاریخ بغداد ج 2
4- پیغمبر اکرم فرمود: «ان علیاً رایه هدی و امام اولیائی و نور من اطاعنی» مراجعه فرمایید حلیه الاولیاء ج 1 - مناقب خوارزمی، کفایه الطالب گنجی شافعی، فرائد المسطین ابواب 30 و 50
5- پیغمبر اکرم فرمود: «علیٌ ولی المؤمنین من بعدی» تاریخ بغداد ج 4
6- پیغمبر اکرم فرمود: «ما تریدون من علی ... ان علیاً منی و أنا منه و هو ولی کل مؤمن بعدی» جامع ترمذی، خصائص نسائی، مستدرک حاکم ج 3، الاصابه ابن حجر ج 2
7- پیغمبر اکرم فرمود: «انه (علی) سید المسلمین و امام المتقین و قاعد غر المحجلین» مستدرک حاکم ج 3، کنز العمال ، حلیه اولیاء
8- پیغمبر اکرم فرمود: «علیٌ مع القرآن و القرآن معه لا یفترقان حتی یردا علی الحوض» مستدرک حاکم ج 3، معجم اوسط طبرانی ، صواعق ابن حجر، تاریخ خلفاء سیوطی، فیض القدیر
9- ابوذر غفاری در حالی که بر در خانهی کعبه ایستاده بود فریاد زد؛ ای مردم هر کس مرا میشناسد من همانم که میشناسد و هر که نمیشناسد من ابوذرم. از رسول خدا شنیدم که فرمود: «مثل اهل بیت من مانند کشتی نوح است. هر کس بر آن سوار شد نجات یافت و هر که تخلف کرد غرق شد.»به طرق متعدد.مستدرک حاکم ج 2 و 3، کنز العمال، ذخایر العقبی طبری، تاریخ بغداد، تفسیر سیوطی، مجمع هیثمی
10- رسول خدا درباره علی فرمود: «این که میآید حجت من است بر امتم در روز قیامت» تاریخ بغداد ج 2، ریاض النضره ج 2، کنوز الحقایق
11- رسول خدا درباره علی فرمود: «علیٌ ولی فی کل مؤمن بعدی» مسند احمد ج 1
12- رسول خدا فرمود: «من اطاع علیاً فقد اطاعنی و من عصی علیاً فقد عصانی» مستدرک حاکم ج 3
13- رسول خدا فرمود: «این علی رهبر نیکوکاران و کشندهی عصیانگران است، کسی که او را یاری کند پیروز است و کسی که او را رها کند ناکام است» مستدرک حاکم، تفسیر ثعبلی ،کنز العمال
14- رسول خدا فرمود: «علی بر حق است و حق با علی است» تاریخ بغداد ج 14، مجمع هیثمی، مناقب ابن مردویه ، الامامه و السیاسه، ربیع الابرار زمخشری
به همین مقدار کفایت میکنم اگر چه قبلاً نیز عرض کردم که هیچ نصی گرفتاری این محقق محترم را رفع نخواهد کرد. این اندکی از سفارشات بسیاری است که پیامبر اکرم به امت فرمود. اندکی از آن چیزی است که رسول خدا درباره امیر المؤمنین علی و عترت خود فرمود و تماماً همچنان که نشان دادهام در کتب اهل سنت ثبت است. این اندکی از آن چیزی است که رسول خدا فرمود و در طول قرنها پس از گذشتن از غربال تعصبات غلیظ و تحریفهای شرمآور نسبت به علی علیه السلام همچنان باقی مانده است. این آن چیزی است که معاویه بن ابوسفیان خون و مال راویان آن را مباح کرد و زیاد بن ابیه و عبید الله بن زیاد و حجاج بن یوسف و سمره بن جندب و بسر بن ارطاه و ... زبان و حلقوم راویان آن را میبریدند و دست و پایشان را قطع میکردند و مصداق این سخنان را بر منابر مسلمین و قنوت نمازها و خطبه اعیاد و جمعهها لعنت میکردند و مسلمانان را وادار به تبری از «ابو تراب» مینمودند و دوستان علی را به اسارت میگرفتند و زنان آن را چون کنیز میفروختند[2]. سر فرزند پیغمبر را میبریدند و در شهرهای مسلمانان میگرداندند. آیا به راستی منکرین این احادیث میدانند چه چیزهایی را انکار میکنند و چه خونهایی را بر باد میدهند و چه رنجها و مظلومیتهایی را منکر میشوند؟ چرا عمر از ثبت و تدوین احادیث رسول خدا ممانعت میکرد؟ چرا معاویه فرمان به جعل حدیث در مدح صحابه صادر کرد؟ ... جو را چنان مسموم کردند که نه تنها احادیث دوستان علی را به اتهام «رافضی» نقل نمیکردند بلکه مانند طبری و ابن کثیر و هیکل در حدیث دار، و این محقق محترم در حدیث سلیم بن قیس و نامه الغارات هر چه را خوش نداشتند کتمان میکردند و به این نیز قناعت نکردند. این شهاب الدین ابن عبدربه مالکی است.که در کتاب عقد الفرید چنین میگوید:
«الرافضه یهود هذه الامه یبغضون الاسلام کما یبغض الیهود و النصرانیه»
و میگوید:
«الیهود لا تری الطلاق الثلاث شیئاً و کذلک الرافضه»
و میگوید:
«الیهود لا تری علی النساء عده و کذلک الرافضه»
و این ابن حزم اندلسی است که در الفِصَل میگوید:
«ان الروافض لیسوا من المسلمین»[3]
و میگوید:
«متکلمان شیعه گمان میکنند خداوند دارای خون و گوشت است به صورت انسان!»
و میگوید:
«ابن ملجم در قتل علی اجتهاد کرد و اجر میبرد»
و این ابن تیمیه است که میگوید:
«اصول الدین عند الامامیه اربعه: التوحید و العدل و النبوه و الامامه» ... معاد چطور؟
و این حضرت استاد محمد رشید رضا است که میگوید:
«ان الروافض کالیهود یومنون ببعض و یکفرون ببعض(4)
و میگوید:
«شیخ مفید دروغگوتر از مسیلمه کذاب کافر بود»
و این آقای عبدالله علی قصیمی است که میگوید:
«شیعه درباره علی و فرزندانش همان را قائلاند که نصاری درباره عیسی»
و این آقای محمد بن ثابت مصری است که میگوید:
«شیعه معتقدند علی احق بود بر رسالت نسبت به پیغمبر»
و این شیخ محمد الخضری است که در تاریخ الامم الاسلامیه به دفاع از یزید برمیخیزد و حسین بن علی (ع) را در «خروج» بر خلیفهی مسلمین خطاکار میداند.
و این شیخ ابراهیم عُبیدی مالکی است که میگوید:
«خداوند رافضیان را در هنگام مرگ به صورت خوک درمیآورد و هیچ یک از آنها نمیمیرند مگر آن که به صورت خوک مسخ میشوند»
و این همین محقق محترم است که میگوید:
«از کجا معلوم منظور از بنی اسرائیل این امت شیعیان دیروز و امروز نباشند؟!»
و آن احمد امین است که خداوند پرده شرم را از چشمانش برداشته است و آن این بشر است که از هیچ اتهامی دریغ نمیورزد و این هم هذیانهای یک فیلسوف:
«اهل بیت بر خلاف روش معمول مسلمین مذاهبی را اختراع کردند ... خوارج هم مانند ... اهل بیت از مسلمانان فاصله گرفتند ... مسلمانان، مذاهب اهل بیت را و خوارج را انکار کردند ... و ما نیز چیزی از مذهب آنها نمیدانیم و از کتابهای آنها روایت نمیکنیم و به غیر از مناطق شیعهنشین اثری از آنها نیست» - مقدمه ابن خلدون
آری ابن خلدون عقیده داشت «اهل بیت» مانند خوارج منحرف و بدعتگزارند! وقتی یک فیلسوف بگوید: «اهل بیت بر خلاف روش معمول مسلمین مذاهبی اختراع کردند» و هم بگوید: «ما چیزی از مذاهب آنها نمیدانیم» تکلیف سایرین در طول این تاریخ معلوم است.
روح پلید اموی چنان جو مسمومی قرنها در عالم اسلام پدید آورد که امام عبد الرحمن نسائی - صاحب یکی از صحاح سته - هنگامی که در دمشق لعن علی را بر منابر شنید، کتاب خصائص علوی را نوشت و پارهای از احادیث آن را بر منبر دمش خواند. به همین جرم آن بختبرگشته را از منبر به زیر کشیدند و عضو حساس بدنش را آنقدر فشردند که جان به جان آفرین تسلیم کرد. تا دیگران جرأت نقل فضائل علی را از زبان پیغمبر نداشته باشند.
[1] در برخی از طرق، جملهی «اوتی من بعدی» نیامده است.
[2] زنان قبیله همدان
(3 ) ستایش ابن حزم را میتوانید «در بعضی کتابها و از بعضی زبانها» مانند ستایش ابن تیمیه ببینید.
(4) منظور رشید رضا محبت اهل بیت است.
برچسب:
نویسنده: علی رفیعی